پارت ۵

پارت ۵

وارد خونه ی تهیونگ شدید

چند مین بعد

تهیونگ:ا/ت شی برات لباس گذاشتم برو بپوش

ا/ت:باشه اوپا

ا/ت رفت و لباس های گشاد تهیونگ رو پوشید

ا/ت اومد پایین و تهیونگ همون لحظه خنده ای کرد که دماغش چین افتاد

تهیونگ:نظرت چیه انیمه ببینیم

ا/ت:عالیه

نشستین و انیمه دیدین

اخرای انیمه بود که ا/ت بازوی تهیونگ رو گرفت و سرش رو روی شونش گذاشت

تهیونگ که از ته دلش عاشقت بود آب دهنش و قورت داد و نگاهی بهت کرد و لبخندی زد

انیمه تموم شد

ا/ت سرش رو از روی شونه ی تهیونگ برداشت و نگاهی بهش کرد

ا/ت:اوپا نظرت چیه پی اس بازی کنیم

تهیونگ:پس جی تی ای بازی کنیم

ا/ت:عالیه اوپا

تهیونگ پی اس و وصل کرد و بازی کردید

بازی تموم شد که خوابیدید و روی زمین و‌دستای همو گرفته بودید و میخندیدین

تهیونگ در حالی که دستاتو گرفته بود نگاهی بهت انداخت و‌ همون لحظه بود که برای هزارمین بار عاشقت شد
دیدگاه ها (۱)

سلام عشقا اومدم یچیزی بهتون بگمراستش من وقتی اولین فیکم رو ن...

پارت ۴ چند مین بعد اعضا :خب دیگه بریمیونگی:پس ا/ت کجا برهتهی...

سناریو 🪽 ✨ ‌« وقتی وسط کار کردنشون میری و بغلشون می کنی » 🐨 ...

پارت ۱۳: عمو های من مافیان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط