عشق پیری گر مثال است جوانی بیشتر

عشقٍ پیری گر مثال استُ جوانی بیشتر
سوز عشقت همچنان آتش فشانی بیشتر
تابه کی پنهان کُنی خودرا زچشمم نازنین
در درون می جویمت از هر مکانی بیشتر
لاله ی صحرای سوزانٍ دلی در سینه ام
من چوگل بویم تو را ، تو گلفشانی بیشتر
میسرایم بی گمان در وصف زلفت تا ابد
آن خم ابروی تو رنگین کمانی بیشتر
همچو نی می نالم هجران رویت تاسخر
درد حرمان میکشم ، درد فغانی بیشتر
مهربانا آن همه الطاف میکردی چه شد؟
بی وفایی میکنی ، نا مهربانی بیشتر
دیدگاه ها (۳)

ای آنـــکه مـــرا بــرده ای از یاد ، کجایی ؟بیــگانه شدی ، د...

اهل امروزم و با حادثه ای پیر شدمو به زیبایی چشمان تو درگیر ش...

جانِ خود را نذرِ خدمت در کنارت می کنمچشمه هایِ مهرب...

نگاهت ، تیغه ی مژگان زهر آلود با خود داشتتمام جاده هایت تاب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط