بیـــشتر آدم ها

بیـــشتر آدم ها


تجربه ی یک شب تا صبح نخــوابیدن رو دارند



یک شب تا صبح تـــوی جا غلت زدن


و چشم بـر هم نگـــذاشتن...


بیـــشتر آدم ها

همــان شب بین دو راهی عقـــل

و احســاسشون به فنـــا رفتـــن

و دیگر هیــــچ وقت،

زندگی نــکردن...

فقــط،،، زنده بــودن ...
دیدگاه ها (۳۷)

یک لحظه چشم دوخت به فنجان خالی امآرام وسرد گفت:که در طالع شم...

پدر سیلی محکمی به صورت پسر زد و گفت:پدر سگ ، مگه این شام چه ...

داشتم برگه های دانشجوهامو صحیح میکردم....یکی از برگه های خال...

جنون ، جنسیت نمی شناسد ...من زن هایی دیده ام ، مجنونو مردهای...

سلام حالتون چطوره ؟ساعت پنج صبح یهو زد به سرم همچین اوسی ای ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط