به خدا بگویید زمستانش سرد نیست، جمع کند تکرار فصل هایش را

به خدا بگویید زمستانش سرد نیست، جمع کند تکرار فصل هایش را...
من در تابستانش هم از سوز سرد تنهایی دندان به دندان ساییده ام..
دیدگاه ها (۲)

یک بغل حرف، ولی محض نگفتن دارم !روح نفرین شده ای در قفس تن د...

فقط ... یڪــــــــــ جملہ ے عا...

.عاقبت با یک غزل او را هوایی میکنم بعد عاشق کردنش خ...

تو ماهی و من ماهی این برکه ی کاشی..اندوه بزرگی ست زمانی که ن...

من نمیگویم کسی« بی درد » نیستهر کسی دردی ندارد، « مرد » نیست...

شب را بیدار ماند تا زمانی که کوچک ترین عقربهٔ ساعت روی پنج ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط