تشنه ام تشنه ، ندارم انتخاب دیگری

تشنه ام تشنه ، ندارم انتخاب دیگری
از سرابی می دوم سوی سراب دیگری

در پی رویای چشمان سیاهت ، سالهاست
می پرم هرلحظه از خوابی به خواب دیگری

چشم بستی وگذشتی ، گرچه من با سادگی
باز کردم روی لبخندت حساب دیگری

کاش جای نه ، در آن تاریکی بی انتها
برق می زد روی لب هایت جواب دیگری

در سرم پیچید فکر حلقه آغوش تو
در نیاوردم اگر سر از طناب دیگری

اشک یا لبخند ، بعد از تو چه فرقی می کند؟
می گذارم هی نقابی بر نقاب دیگری

تشنه ام امشب،بیا با ناگهان بوسه ات
لب به لب کن استکان را از شراب دیگری
دیدگاه ها (۳)

عشق احساس قشنگی ست خودت می دانی پس چرا این همه این دلشده را ...

من گرفتار شبم در پی ماه آمده امسیب را دست تو دیدم به گناه آم...

شبها ک می گیرد دلم ، یاد تو را تن می کنمتنها ب یاده بودنت، ا...

به در خانه ی تو آمده بودم نگراننفسم بند شد از شدت شوق ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط