داد از دل کندن از یار،از این پایان غم انگیز

داد از دل کندن از یار،از این پایان غم انگیز
داد از روز جدایی و دل از غصه لبریز
تن می رود ولی دلم همراه یار مانده سرد
شد زرد باغ عمرم مانند فصل پاییز

/ سعید
دیدگاه ها (۶)

یاد اون روزی به خیر که تو عشق یگانه بودی واسه ی نجاتم از دری...

از زبان خدا و راوی قصه...خیلی سعی کرد ولی تلاشش بی نتیجه بو...

 بگذار به تاکستان برویم و انگورها را بفشاریم و خمره ها را ب...

توی زندون تنهایی پناه گم کرده بود قلبم ی مهربون پناهم داد به...

بسم رب المهدی(عج) می ترسم از آن لحظه که عمرم به سر آید مهتا...

نزدیک پاییز است

«خانه، دلتنگِ غروبی خفه بود» مثل امروز که تنگ است دلم؛ نه بر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط