موقع ناهار بود و هم آنیا و هم دامیان تنها بودن که دامیان

موقع ناهار بود و هم آنیا و هم دامیان تنها بودن که دامیان بایه لحنی که انگار از خداتم باشه گفت : میتونم اینجا بشینم؟
آنیا :اوهوم بیا
سر میز بودن که دامیان با خودش گفت :(حداقل خیلی از اون آلیس نکره بهتره تازه کم حرفم هست ولیی اون روز با کریس خیلی خوش و بش میکرد نکنه واقعا از من خوشش نمیاد...)
آنیا :امم پسر دوم تو قطار میخوای...پیش کی بشینی؟
دامیان :خب برام فرقی نداره هرکی جز آلیس باشه ...چرا مگه برات مهمه
آنیا :هیهچی بابا ولش کن میخواستم ازت بخوام کنارم بشینی (باصدای آروم)
دامیان که گوجه شده بود گفت :خب ...خب اصلا چرا من
آنیا :باشه ولش کن پیش بکی میشینم
روز سفر :
آنیا و بکی کنار هم و جیمز (دوست بکی )و دامیان هم پیش هم وسط راه بودن که بکی رفت سمت دامیان و گفت :اهم اهم من بغل دستی شمارو نیاز دارم برو یه جا دیگه بشین
دامیان :ای خدا توهم مارو میکشی اخر
و رفت کنار آنیا نشست
آنیا داشت کتاب میخوند و دامیانم داشت پنجره رو نگاه میکرد که یدفعه یه چیزی روی شونش حس کرد و بله آنیا روی شونه دامیان خوابش برده بود
از زبان دامیان :
داشتم بیرون رو نگاه میکردم که احساس کردم یه چیزی روی شونه ام افتاده و بله اون آنیا بود
دلم نیومد بیدارش کنم پس کتم رو برداشتم و گذاشتم روی شونه هاش و کم کم داشتن چشمام سنگین میشدن
بکی :وای تورخدا اونارو نگاه کن
جیمز :بکی بدو عکس بگیر که برای بعدا نیازه
[توجه داشته باشید که شب بوده و اکثریت بچه ها خواب بودن]
آلیس که این صحنه رو میبینه کفرش در میاد و میره آنیا رو سیخونک کنه[صحنه براتون آشنا نباشه لطفا]که بکی میاد و میگه :بله کاری داشتی
آلیس :میخواستم ببینم آنیا کتابی با خودش آورده یا نه
بکی :فعلا که خوابه میتونی بعدا ازش بپرسی
که یکی دخترای هم گروهیش میگه :آلیس من کتاب با خودم دارم بیا بریم بهت بدم
آلیس :باشه مرسی
وقتی میرسن دامیان باصدای قطار بیدار میشه ولی آنیا نه
دامیان :هوی پشمکی بیدار شو رسیدیم
آنیا :ها الان ساعت چنده
دامیان :ساعت ۱۱ شبه پاشو بریم
بابای
دیدگاه ها (۱۰)

اولین عشق پارت ۱۰الان توی ۳ سال بعدیم از زبان آنیا:داشتم توی...

به عمنوان ولیعهد تناسخ پیدا کردمپارت۴لیلی :هم خسته ام کتابای...

بچه ها هرچی گشتم دنبال شخصیت برای مامان لیلی نشد پس ددنتیجه ...

این سریو ادامه بدم چون از هفت سالگیشون داستان اصلی شروع میشه...

کله پوک صورتی✨️ پارت ۲۷اینطوری شد که هر ۴ تاشون دیر رسیدن سر...

کله پوک صورتی✨️ پارت ۴۰ لوید اومد و الکی گفت که یکی از بیما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط