سیاست نداشت

سیاست نداشت
پرنده ی غمگینی
که پرواز را دوست داشت
و نمی دانست
آسمان جای امنی برای پریدن نیست

سیاست نداشت
پرنده فروشِ گرسنه ای
که در بهای یک قرص نان
پرواز را از پرنده دزدید
و نمی دانست
ارتفاع قفس
حتا برای مُردن کوتاه است

سیاست نداشتم
منی که او را خریدم
و با دستهای مهربانم
برایَش آب و دانه ریختم
- در قوطی های کوچک -
و نمی دانستم
اندوه اسارت آنقدر بزرگ است
که مزرعه ی گندمی را کنارِ رودخانه
به آتش می کشد!
‌‌
سیاست نداشتیم
و هرگز نمی دانستیم
چیزی
شکننده تر از باور ما نیست!!!



‌‌
دیدگاه ها (۱)

سیاست نداشتپرنده ی غمگینیکه پرواز را دوست داشتو نمی دانستآسم...

❤❤❤❤

سیاست نداشتپرنده ی غمگینیکه پرواز را دوست داشتو نمی دانستآسم...

حالا هی ساعت ها راعقب و جلو کنند ...هی کم و زیاد شود ...هی ق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط