سیاست نداشت
سیاست نداشت
پرنده ی غمگینی
که پرواز را دوست داشت
و نمی دانست
آسمان جای امنی برای پریدن نیست
سیاست نداشت
پرنده فروشِ گرسنه ای
که در بهای یک قرص نان
پرواز را از پرنده دزدید
و نمی دانست
ارتفاع قفس
حتا برای مُردن کوتاه است
سیاست نداشتم
منی که او را خریدم
و با دستهای مهربانم
برایَش آب و دانه ریختم
- در قوطی های کوچک -
و نمی دانستم
اندوه اسارت آنقدر بزرگ است
که مزرعه ی گندمی را کنارِ رودخانه
به آتش می کشد!
سیاست نداشتیم
و هرگز نمی دانستیم
چیزی
شکننده تر از باور ما نیست!!!
پرنده ی غمگینی
که پرواز را دوست داشت
و نمی دانست
آسمان جای امنی برای پریدن نیست
سیاست نداشت
پرنده فروشِ گرسنه ای
که در بهای یک قرص نان
پرواز را از پرنده دزدید
و نمی دانست
ارتفاع قفس
حتا برای مُردن کوتاه است
سیاست نداشتم
منی که او را خریدم
و با دستهای مهربانم
برایَش آب و دانه ریختم
- در قوطی های کوچک -
و نمی دانستم
اندوه اسارت آنقدر بزرگ است
که مزرعه ی گندمی را کنارِ رودخانه
به آتش می کشد!
سیاست نداشتیم
و هرگز نمی دانستیم
چیزی
شکننده تر از باور ما نیست!!!
- ۷۷۳
- ۰۸ فروردین ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط