خانم و آقایی درشهر میانه آذربایجان شرقی میروند میدانی که

خانم و آقایی درشهر میانه آذربایجان شرقی میروند میدانی که کارگران در آن می ایستند تا به کار بروند میگویند به سه کارگر نیاز دارند
ولی بیشتر از بیست هزار تومان برای یک روز کار به آنها نمیدهند
خیلی ها عقب گرد میکنند و نمیروند
ولی از میان آن همه کارگر سه نفر که نیاز مند بودند به ناچار برای بیست هزار تومان همراه آن زن و مرد میروند که کار کنند
وقتی به خانه آن زن و مرد میرسند حسابی مورد پذیرایی قرار میگیرند
سپس یکی از کارگران میگوید که کار ما را بگویید تا کار کنیم
صاحبکار میگوید ما کاری نداریم که انجام بدهید فقط چند لحضه صبر کنید تا دستمزدتان را بیاورم بدهم
پس از دقایقی صاحب خانه با شش میلیون تومان پول نقد وارد اتاق میشود و به هر نفر از کارگران دو میلیون تومان میدهد و میگوید که این شش میلیون پول حج مان بود که انصراف دادیم و شما که به خاطر بیست هزار تومان مجبور شدید بیایید کار کنید حتما خیلی نیازمندید و این پول را به شما میدهیم که شاید خدا هم از ما راضی باشد.

👏 🏼 👏 🏼 👏 🏼 👏 🏼 👏 🏼
زنده باد انسانیت
زنده باد شرافت❤

❤ ❤ ❤ ❤ ❤ ❤ ❤ ❤ ❤ ❤ ❤ ❤
دیدگاه ها (۳۲)

روزگار غریبــے است ...نمکدان را که پر میکنیتوجهــے به ریختن ...

🌸 به نام آن خــداوندی که نــور است🍃 رحیم است وکریم است وغفور...

خلاقیت با نوارهای کاغذی رنگی ممنون میشم به کانال من که مجموع...

خلاقیت با نوارهای کاغذی رنگی ممنون میشم به کانال من که مجموع...

Ȼønꝗᵾɇɍɇđ ħɇȺɍŧ "قلب تسخیر شده"𝑃𝑎𝑟𝑡 𝟑𝟎════‌════‌════‌════‌═س...

آن روی دیگر آقای لاریجانی‌این متن را از روی دیدار دوساعته جذ...

شهید لاریجانی با رهبر انقلاب

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط