پارت ۱۰: رقصِ سایه‌ها

پارت ۱۰: رقصِ سایه‌ها
(از دید: ات)

صدایِ شلیک که توی فضا پیچید، انگار زمان ایستاد. مرد خائن با جیغی از درد، دستش رو گرفت و اسلحه‌اش روی زمین افتاد. من فرصت رو غنیمت شمردم و سریع خودم رو به سمت تهیونگ کشیدم. دست‌های لرزونم رو دورِ شونه‌هاش حلقه کردم. «تهیونگ! خواهش می‌کنم… چشم‌هات رو باز کن!»

تهیونگ به سختی لای چشم‌هاش رو باز کرد. خون از گوشه‌ی پیشونی‌اش روی صورتش جاری بود، اما وقتی نگاهم کرد، باز همون نگاهِ سرد و برنده‌یِ همیشگی رو داشت. زیرِ لب زمزمه کرد: «بهت گفتم فرار کن، ات…»

قبل از اینکه بتونم جوابی بدم، صدایِ شکستنِ شیشه‌هایِ پنجره‌یِ دیگه اومد. اون “بازیکنِ سوم” حالا وسطِ اتاق بود. ردایِ مشکی‌اش با وزش بادِ شدیدی که از پنجره به داخل می‌اومد، تکون می‌خورد. چهره‌اش پشتِ نقاب پوشیده شده بود، اما وقتی به اون مردِ خائن نگاه کرد، حس کردم سرمایِ عجیبی توی اتاق پیچید.

مرد خائن، در حالی که دستش خون‌ریزی داشت، با خشم غرید: «تو… تو اینجا چیکار می‌کنی؟! قرار نبود بیای!»

بازیکنِ سوم بدون اینکه حرفی بزنه، فقط یه قدم جلوتر اومد. جیمین بالاخره از راه رسید و وقتی صحنه رو دید، اسلحه رو به سمت هر دو نفر گرفت. «همه عقب بمونید! ات، از تهیونگ فاصله بگیر!»

من مات و مبهوت مونده بودم. نه راه پس داشتم و نه راه پیش. یه طرفِ من تهیونگِ زخمی، یه طرف جیمینِ نگران، و روبروم… دو تا غریبه که انگار داشتن سرِ تقدیرِ ما با هم بازی می‌کردن.

بازیکنِ سوم، اسلحه‌اش رو به سمتِ جیمین چرخوند، اما بعد، خیلی آروم اسلحه‌اش رو روی زمین گذاشت. صدایی که از پشتِ نقاب بیرون اومد، خش‌دار و آشنا بود… خیلی آشنا.

«بازی رو تموم کنید. اون چیزی که دنبالشید، دیگه اینجا نیست.»

تهیونگ با آخرین رمقش، یقه پیراهنم رو گرفت و کشیدم سمتِ خودش. صداش مثلِ یه غرشِ ضعیف بود: «ات… اون‌جا رو نگاه کن… پشتِ سرِ اون.»

برگشتم و به دیوارِ پشتِ بازیکنِ سوم نگاه کردم. یه سایه‌یِ دیگه داشت از تویِ یه دربِ مخفی که تا حالا ندیده بودمش، به داخل می‌خزید. یکی دیگه هم بود! همه‌چیز داشت به یه کشتارگاهِ واقعی تبدیل می‌شد!

ادامه دارد...
دیدگاه ها (۰)

پارت ۱۱: اتحادِ در سایه‌ها (از دید: ات)اتاق توی سکوتی مرگبار...

یه ایران به بغلت نیاز داره... #بی تی اس #رمان #ایران #تهیونگ

پارت ۹: ضیافتِ خیانت (ترکیبی از دید: ات و تهیونگ)[از دید: ات...

جیمین شییییی✨💎#بی_تی_اس #جیمین#تهکوک#جونگکوک#BTS#کیپاپ

پارت ۷: رقصِ خون و اشک(ترکیبی از دید: ات و تهیونگ)[از دید: ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط