سلام بچه ها امروز سناریو نوشتم و یه چند تا نکته بگم

سلام بچه ها امروز سناریو نوشتم و یه چند تا نکته بگم
خب من وقتی سنشونو میپرسم منظورم سن انسانی شون هست عاشقان (شیطانی مسابقه طلایی)
فقط یه چیز کوتاه بگم برم سراغ ادامه من یویی رو یکم تغیر دادم اگه دیدین رفتارش عجیبه بدونین و به جای یویی من میزارم خب بریمممممممممم!!!!!
(๑♡⌓♡๑)....................................(๑♡⌓♡๑)
من: عا من کجام. فقط امیدوارم دوباره از این شوخی ها نباشه.
ایاتو: تو مجری مسابقه ای احمق.
من: چرا من. همیشه من قرابنی شوخی های شماها هستم.
من: تازه کت و دامن هم پوشیدم.
(موکامی تو پشت صحنه هستن)
کو:ام نکو چان تو مجری باید صحبت کنی.
من: ای خدا باشه
اسامی تو مسابقه:(من فقط اسماشونو مینویسم)
کارل،شو، رجی،لایتو، ایاتو، کاناتو و سوبارو
(صدا های فضایی: دینگ دوش دوش دوش دو دوش دودودو دوش...... عه بسه دیگع!!!)
روکی: خب قوانین اینه نوبت خودتونو رعایت میکنین. دعوا ممنوع. سوالا هم پاسخ دروغ نمیگین.
امیدوارم حداقل اینو بفهمین.
من: زیر لبی(خب من دیگه مطمئنم از اینا فقط جنازم میره بیرون)
لایتو: چیزی بی چی چان.😊
من:نه😊🔪(استیکر ها لحن حر شخص رو نشون میده.
روکی: خب یه تخته روی میز هست اونا سوالات هستن اونا سوالاتی هستن که باید ازشون بپرسی و با توجه به سولات بهشون امتیاز بدی.
من: باش😊😠(لبخد زدم ولی عصبانیم)
من: خب از توگو-سان شروع میکنیم.
من: سوال اول شما چند سالتونه توگو-سان؟
توگو: ۴۰
من:(دیگه سوال شماره سوال ها رو نمیگم)مجرد هستید یا متاهل؟
توگو: بهم میخوره چی باشم.
ایاتو: یه احمق
من: هنوز نوبتت نشده ایاتو-کون.
کو: اهممممممم خب تو ادامه بده ام نکو-چان. 😊
من: خب شما......... چی کی اینو نوشته؟!
روکی: من نوشتم.
من: با من دشمنی چیزی داری؟
روکی: نه.
من: خب من الان چطور اینو بپرسم. 🔪😊😠
روکی: مگه چیه؟
من: ببین!!!!!
روکی: خب اینو خودت جواب بده.
روکی: دقیقا الان چته این همه عصبانی شدی؟
من:....... 😑😠
من: سوال بعد غذای مورد علاقتون توگو-سان.
توگو:سوپ هشت پا.
نویسنده: خب ببینین من هر چی گشتم پیدا نکردم گیر ندین ول من بدبخت کنین همین الانم دارم اینقدر فکر میکنم برا ادامه هیچی تو مغزم نیست.
-------ادامه⏪----------------(♡~♡(
من: سرگرمی مورد علاقتون.
توگو: علوم پایه و طراحی.
من: سرگرمی های جالبی دارین.
بعد از پرسیدن سوالات و شکایت های ایاتو.....
نفر بعد شو
من: خب شو-سان شما چند سالتونه؟
شو: ۱۹(ببخشید نمیدونم ۱۹بود یا ۱۸)
من: خب... شو-سان بیدارید؟
رجی: این احمق بازم خوابید. کی گفته این احمق بیاد تو مسابقه.
(سکوت چند ثانیه ای)
(شو-سان بیدار شد)
من: خب شو-سان شما مجرد هستید یا متاهل؟؟
شو: مستاجر
رجی: احمق منظورش اینه که ازدواج کردی یا نه؟؟
رجی تو ذهنش: خدایااااا اخرش از دست اونا با یکی از این چای هام خودکشی میکنم.
نویسنده: اون سواله که نپرسیدم این بود که چقدر سلیقه چیز تنگنی داری خودتون میدونین سلیقه تنگنی چیه😐😑
من: سرگرمی تون چیه....
شو: خواب-اهنگ-دارت... 😴
من:فکر کنم برای شو-سان باید یه چند ساعتیو وقت بزاریم.
••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••
خب این پارت ۱بود ببخشید جنبه طنزش کم بود پارت ۲هم بزارم یا نه بگید باش
دیدگاه ها (۷)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط