خنده بر لب دارم و اما درونم شاد نیست

خنده بر لب دارم و اما درونم شاد نیست
دل اگر دربند باشد ، روح هم آزاد نیست

وصف حالم عاشقی تنهاست کز بخت بدش
سهمش از معشوق جز دلتنگی و غمباد نیست

فصل های زندگی وقتی زمستانی شوند
فرق بین آذر و اسفند یا مرداد نیست

مرغِ پیغامِ دعا حتما کر و کور است یا
گریه های ما به گوشش جز صدای باد نیست

گر "اذا زلزال" عشق آید ، همه ویران شوند
خانه اش آباد ! کز او خانه ای آباد نیست

"دیو" در دل ها به پیکار "ملائک" رفته است
حضرت حافظ ! بگو ؛ این ها مگر اضداد نیست

ازدحام میله ها شور مرا از من گرفت
درد بسیار است اما فرصت فریاد نیست
دیدگاه ها (۱)

خنده بر لب دارم و، اما درونم شاد نیست دل اگر دربند باشد،روح ...

خنده بر لب دارم و، اما درونم شاد نیست دل اگر دربند باشد،روح ...

خنده بر لب دارم و، اما درونم شاد نیست دل اگر دربند باشد،روح ...

عاشقانه های شبنم

خنده بر لب دارم و اما درونم شاد نیست دل اگر در بند باشد روح ...

«گیرم گلاب ناب شما اصل قمصر است اما چه سود، حاصل گل‌های پرپر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط