بوسه ات وسوسه ی حسرت لبهای من است

بوسه ات وسوسه ی حسرت لبهای من است

صورتت ماه و همه روشن شبهای من

همه شب داغی تب چونکه ز پایم انداخت

دست گرم تو طبیب شب و تبهای من است

قبل تو بسته به شب بودم دور از خورشید

بودنت گرمی و زیبایی فردای من است

چشم تو رنگ عسل

است ولی خوب بدان

رنگ چشم تو چنان

آبی دریای من است

من جهانی به فدای

تو چشمان خمارت کردم

گوشهٔ قلب تو را

وسعت دنیای من است

همهٔ هستی من

عشق تو و قلب تو شد

جز به عشق تو مگر

درسر و سودای من است.
دیدگاه ها (۳۶)

.

.

بعضی آدم ها را نمیشود داشت فقط میشود یک جور خاصی دوستشان داش...

.هیچوقت کسی را با همه وجودت دوست نداشته باشیک تکه از خودت را...

مرگ در اغوش معشوقه خود

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط