از صبح‌های دور از تو نگویم،

از صبح‌های دور از تو نگویم،
که مانند است به شب!
که مانند است به اوجِ چله‌ی زمستان!
ابدی جان...
هر شب،
غمت در دل است و عشقت در سر
و هر صبح،
عشقت در دل و خاطره‌ات در سر!
طلوع کن صبحم را،
که عمریست بی خورشید
روزهایم شب میشود
و بی مهتاب،
شب‌هایم روز...

#سید_علی_صالحی

تقدیم.به مادر عزیزم که گروگان قلدران و داماد ها بود
دیدگاه ها (۲)

رود کارون

چالش امیر مهدی ژوله

باسواد، کسی است که بتواند از خوانده‌ها و آموخته‌های خود، تغی...

تیغ ، روی دستم گذاشتم و کشیدم .دستم سوخت و خون تراوش کرد .با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط