Dark Love

Dark Love
Part 7
لوکاس: میتونی اصلا راه بری یا بلندت کنم خانوم بد دهن
(ناگهان مارال بدون هیچ لباسی پاشد)
مارال: چشمات میبینی که میتونم راه برم یا نه؟!!
(لوکاس سرخ میشه)
مارال: یه جوری سرخ شده انگار این بار اولش بود نه من، مرتیکه عن
لوکاس: احساس نمیکنی یکم فقط یکن بد دهنی؟
مارال: آره بد دهنم مشکلی هست عزیزم؟
لوکاس: فحشم بده ولی دیگه اون جوری بهم نگو عزیزم (لوکاس خیره شد به مارال بجز صورتش به هیچ جا نگاه نکرد)
مارال: هوش گشنمه ، غذا بذار
لوکاس: بهم بگو حداقل بلدی شام درست بکنی
مارال: ام... اگه دوست داری میتونم درست بکنم فقط بعدش زنک بزن آتیش نشانی (در حال لباس پوشیدن)
لوکاس: آه ، لازم نکرده (از تخت پاشد)
لوکاس: دنبالم بیا
مارال: نوموخام
لوکاس: آب بابا حیف شد تو پزیرایی دو تا گرب-
(مارال سریع هل داد لوکاس رو و رفت تو پزیرایی)
مارال: کو کجاا؟؟؟؟؟؟👹👹👹👹👹👹
دیدگاه ها (۰)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط