دیدم پیرزنی داره آش درست میکنه

دیدم پیرزنی داره آش درست میکنه

سوال کردم :
مادر...آش چی می پزی؟

گفت:
آش پشت پا ...

گفتم :
کسی قصد سفر داره؟

گفت:حسین (ع) امشب از مکه به سمت کربلا راه می افته
دیدگاه ها (۳)

قصه شانزدهم: راهبرد امام حسین (ع)

تو پارک بودم،ديدم ي پسره دستاشو گرفته سمت آسمون دلم سوخت،فک ...

پارت ۶که یهو داشتم میخوردم زمین که دیدم شوگا اومد و با جادوی...

عشق میان ماپارت6

چند پارتیـ درخواستیـــــــــــــــــ🧊💔ـــــــــــــــــوقتی ...

وقتی بهمون میگم «بیبی»و ما همونطور که دوتامون روی تختیم و می...

پارت ۱ (سرنوشت)ا/ت :من دختری ۲۲ ساله هستم و کارم مد فشنه .ام...

رومان روز برفی (پارت3)از از زبان ات اصلا دیشب نفھمیدم کہ چہ ...

چند پارتیــــــــــ🖤✈️🖤ــــــــــــوقتی که مجبوره بره سفر کا...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 177♡⁠。⁠)⁩نگاش ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط