𝘞𝘩𝘦𝘯 𝘵𝘩𝘦 𝘩𝘦𝘢𝘳𝘵 𝘤𝘢𝘭𝘭𝘪𝘯𝘨 𝘶𝘴
𝘞𝘩𝘦𝘯 𝘵𝘩𝘦 𝘩𝘦𝘢𝘳𝘵 𝘤𝘢𝘭𝘭𝘪𝘯𝘨 𝘶𝘴
𝘱𝘢𝘳𝘵:30
☆بعد از مراسم عروسی☆
☆ساعت ۹ شب☆
با کمک نارو لباست رو در اوردین و دوباره تن مانکن کردین و فرستادین توی یکی از اتاق ها.....
میکاپت رو پاک کردی و تاج و اکسسوری هارو برداشتین و داخل باکس ها گذاشتین.....
*بانوی من.....
+بله نارو
*باید لباس خوابتون رو بپوشین و.....
با صورتی خجالت زده ادامه داد....
*و....برین اتاق ارباب
+لباس خواب.....
جعبه ای به دستت داد....
*این لباستونه....
+چی....
درش رو باز کردی و نگاهت که به لباس افتاد روتو کردی اونور.....
دستت رو روی دهن و بینیت گذاشتی و زمزمه کردی....
+حالا حتما باید بپوشمش؟
*ب...بله بانوی من
𝘱𝘢𝘳𝘵:30
☆بعد از مراسم عروسی☆
☆ساعت ۹ شب☆
با کمک نارو لباست رو در اوردین و دوباره تن مانکن کردین و فرستادین توی یکی از اتاق ها.....
میکاپت رو پاک کردی و تاج و اکسسوری هارو برداشتین و داخل باکس ها گذاشتین.....
*بانوی من.....
+بله نارو
*باید لباس خوابتون رو بپوشین و.....
با صورتی خجالت زده ادامه داد....
*و....برین اتاق ارباب
+لباس خواب.....
جعبه ای به دستت داد....
*این لباستونه....
+چی....
درش رو باز کردی و نگاهت که به لباس افتاد روتو کردی اونور.....
دستت رو روی دهن و بینیت گذاشتی و زمزمه کردی....
+حالا حتما باید بپوشمش؟
*ب...بله بانوی من
- ۲۰۴
- ۱۲ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط