سلام

سلام
بوی یلدا را میشنوی...؟
انتهای خیابان آذر ...
باز هم قرار عاشقانه پاییز و زمستان ...
قراری طولانی به بلندای یک شب....
شب عشق بازی برگ و برف...
پاییز چمدان به دست ایستاده....
عزم رفتن دارد....
آسمان بغض میکند
میبارد...
خدا هم میداند عروس فصل ها چقدر دوست داشتنیست..
دقیقه ای بیشتر مهلت ماندن میدهد ....
آخرین نگاه بارانی اش را به درختان عریان میدوزد
دستی تکان میدهد ......
قدمی برمیدارد سنگین و سرد

کاسه ای آب میریزم پشت پای پاییز... و....تمام میشود ...
پاییز ای آبستن روزهای عاشقی ...رفتنت به خیر.....سفرت بی خطر...
آخرین شنبه ی پاییزتتان پر از زیبایی نگاه خدا
دیدگاه ها (۴۶)

از خودمان شروع کنیم

از خودمان شروع کنیم

انسان های هم فرکانس همدیگر را پیدا می کنند.. حتی از فاصله ها...

زندگی زیباتر از اون چیزیست که ما می پنداریم. حتی در بدترین ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط