ﺭﻭﺯﻫﺎﯼ ﺗﮑﺮﺍﺭﯼ ، ﮔﺬﺷﺖ ﺁﻥ ﻟﺤﻈﻪ ﻫﺎﯼ ﺑﯿﻘﺮﺍﺭﯼ

ﺭﻭﺯﻫﺎﯼ ﺗﮑﺮﺍﺭﯼ ، ﮔﺬﺷﺖ ﺁﻥ ﻟﺤﻈﻪ ﻫﺎﯼ ﺑﯿﻘﺮﺍﺭﯼ
ﮔﺬﺷﺖ ﺁﻥ ﺷﺒﻬﺎﯼ ﭘﺮ ﺍﺯ ﮔﺮﯾﻪ ﻭ ﺯﺍﺭﯼ
ﮐﻤﯽ ﺩﻟﻢ ﺁﺭﺍﻣﺘﺮ ﺷﺪﻩ
ﻓﺮﺍﻣﻮﺷﺖ ﻧﮑﺮﺩﻩ ﺍﻡ ، ﻣﺪﺗﯽ ﻗﻠﺒﻢ ﺍﺯ ﻏﻤﻬﺎ ﺭﻫﺎ ﺷﺪﻩ
ﺷﺐ ﻫﺎﯼ ﺗﯿﺮﻩ ﻭ ﺗﺎﺭ ﻣﻦ
ﻣﺪﺗﯽ ﺑﯿﺶ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﻣﯿﮕﺬﺭﺩ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺭﻭﺯ ﭘﺮ ﺍﺯ ﻏﻢ
ﺑﻪ ﯾﺎﺩ ﻣﯽ ﺁﻭﺭﻡ ﺣﺮﻓﻬﺎﯾﺖ ﺭﺍ
ﺑﺎﺯ ﻫﻢ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﻫﺎ ﻣﯿﺴﻮﺯﺍﻧﺪ ﺍﯾﻦ ﺩﻝ ﺗﻨﻬﺎﯾﻢ ﺭﺍ
دیدگاه ها (۶)

امشب به وسعت تمامی شب هایی که تو را نداشتم.....دلم به حال تن...

ای شب جدایی که چون روزم سیاهی‌ای شبکن شتابی آخر زجان من چه خ...

عاشقی یک نوع قمار زندگیست"گرببازی عاقبت افسرده گیست"من نشستم...

سلام.به امروز خوش آمدی!به بازی زندگیاحترام کن ووارد شوهمه چی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط