شوق تو عادت خطرناڪی ست ڪه نمی دانم چگونه از دست آن نجات پ

شوق تو عادت خطرناڪی ست ڪه نمی دانم چگونه از دست آن نجات پیدا ڪنم، و عشق تو
گناه بزرگی ست
ڪه آرزو می ڪنم هیچ گاه بخشیده نشود...
دیدگاه ها (۰)

گفتی چشم هایت را ببند...و شعری بگو...چشم هایم را بستم...پروا...

اگر خواستی ،چیزی را پنهان کنی ،لای یک کتاب بزار ...!این ملت ...

تلالو نگاهت همچون ماه بر برکه جانم جاریستبا داشتن تو بغض برا...

میگویند: ……"باران ڪه ببارد ……بوی خاڪ بلند می شود ……"پس چرا ا...

حســــــــرت تنها یادگاری ست ڪه از دستتــــــو براے من جا ما...

دلی گرفته و چشمی به راه دارم منمخواه بی تو بمانم، گناه دارم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط