یک لحظه دلم خواست که پهلوی تو باشم

یک لحظه دلم خواست که پهلوی تو باشم



♥ ️🎗 بی محکمه، زندانیِ بازویِ تو باشم

♥ ️🎗 ♥ ️🎗 ♥ ️🎗
پیچیده به پایِ دلِ من، پیچش مویت


♥ ️🎗 تا باز زمین خورده یِ گیسویِ تو باشم

♥ ️🎗 ♥ ️🎗 ♥ ️🎗
دیدگاه ها (۶)

دانه های آبان را سر انداختم ...سی دانه یک عشق از زیر ، یک خو...

گُـٖنَـه از جـانـب مـا نـیـسـت،اگـر مـَجـنـونیم...گوشه ی چشم...

🍃 💜 🍃 ای نگاهت از شب ِ باغ ِ نظر ، شیرازتردیگران نازند و...

ﺩﺭ ﺩﻓﺘﺮ ﺧﺎﻃﺮﺍﺗﻢ ﻧﻮﺷﺘﻢ ﻋﺸﻖ ﺯﯾﺒﺎﺳﺖ ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺩﻓﺘﺮ ﺭﺍ ﺩﯾﺪ ﻭ ﮔﻔﺖ ﺍﯾﻦ...

🌱🍒من نرگس مستانه شدم.... هیچ ندیدیمن گیسوی بی شانه شدم.... ه...

چه کنم با دل وامانده که دلتنگ شده؟ساز دلتنگیم امشب چه بد آهن...

بی‌قرار توام و در دلِ تنگم گله‌هاستآه! بی‌تاب شدن، عادت کم ح...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط