چه عذابی است به چشمان تو محدود شدن

چه عذابی است به چشمان تو محدود شدن
و به تاریکی پیراهن شب پود شدن

مثل مرداب نشستن، به سکون تن دادن
ناامید از همه‌جا منتظر رود شدن

لحن دل‌گیر سلام تو غمی با خود داشت:
غم دل کندن و آمادة بدرود شدن

لحظه‌ای صبر نکردی که شکایت بکنم
از تو، از این‌همه دیر آمدن و زود شدن

مردِ زندانیِ سلول برایش سخت است
سال‌ها منتظر لحظة موعود شدن

سهم من آتش و زخم تبر ابراهیم
سهم تو بت‌شکن دورة نمرود شدن

امتحان‌های عجیبی دل تنگم پس داد
و نشد رد شود از این‌همه مردود شدن

کوره‌راه تو عجب تجربة تلخی داشت
آه از این پختگی و سوختن و دود شدن

آه! برگرد، برای دل تنگم سخت است
مثل یک روزنه دلواپس مسدود شدن

زندگی بعد تو معنای غم‌انگیزی داشت:
بین یک مشت خدا بودن و نابود شدن

آرش فرزام صفت
دیدگاه ها (۷)

ﺿﺮﺑﻪ ﺧﻮﺭﺩﯾﻢ ﻭ ﺷﮑﺴﺘﯿﻢ ﻭ ﻧﮕﻔﺘﯿﻢ ﭼﺮﺍﻣﺎ ﺩﻫﺎﻥ ﺍﺯ ﮔﻠﻪ ﺑﺴﺘﯿﻢ ﻭ ﻧﮕﻔﺘ...

خداوندادر نقاشی زندگیمتو خورشید هستیهمه جا بی تو تاریک وسرد ...

الهی !!! امروز... روز خوب پنج شنبه است در این روز، مهربانا...

من اندوه بارانمدر خساست ابربه آن هنگام کهدر کویر نمی بارد.من...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط