تکپارتی

تکپارتی
موضوع:(وقتی تولدشه)
گیووین/ا.ت

۲۲ سال پیش تو یه همچین روزی بدنیا اومد..
و حالا بعد از ۲۲ سال، من اینجام که بهش بگم چقدر برام ارزشمنده..
اما نه با کلمات..با یه کاری که هیچ وقت فراموش نکنه..!
.
.
صبح که از خواب بیدار شد دید که گیووین کنارش نیست.
مثل همیشه صبح زود بیدار شده بود و رفته بود سرکار..
ایکاش حداقل روز تولدش رو میموند خونه..🥲
از جات بلند شدی و بعد از انجام کارای هر روزت و عوض کردن لباسات از اتاق بیرون رفتی.
وارد آشپزخونه شدی اما نه برای خوردن صبحونه‌ای که همسر عزیزت برات آماده کرده بود! (آره رفت تو آشپزخونه تا تو روز تولد شوهرش خودشو بکشه🥹😂)
در یخچال رو باز کردی و بطری آبی که متعلق به خودت بود رو برداشتی و درش رو باز کردی اما همین که بطری رو به دهنت نزدیک کردی، دستی به سمتت اومد و بطری رو ازت گرفت.
سرت رو برگردوندی و با گیووین که با یه اخم مصنوعی نگاهت میکرد مواجه شدی.

گیووین: صد دفعه بهت گفتم وقتی معدت خالیه اب یخ نخور بعدا معده درد میگیری!
ا.ت: تو الان نباید سرکار باشی؟
گیووین: نخیر، امروز جمعست ها کجا برم؟
ا.ت: جدی؟ اصن یادم نبود..!
گیووین: منم اگه پنج تا بطری سوجو رو پشت سر هم می‌خوردم و اونجوری مست میشدم، روزارو قاطی میکردم.(بدون من رفتی خوشگذرونی؟ خدا ازت نگذره🥹)

اون پاپی کوچولو وقتی عصبی میشد واقعا بامزه میشد..
نمیتونستی جلو خندت رو بگیری برای همین شروع کردی به خندیدن.

گیووین: تو واسه چی داری میخندی؟
ا.ت: وای خدای من..وقتی عصبی میشی بیشتر شبیه یه پاپی میشی، خیلی نازیی🥹🤣
گیووین: ابهت مردونمو از بین بردی😑
ا.ت: تو از اولم ابهت نداشتی کوشولو🥹
گیووین: هعیی زندگی😑
-اصن می‌دونی چیه؟ روز تعطیلیه که تعطیله من میخام برم سرکار
-توهم میمونی خونه و به کارای زشتت فکر می‌کنی!

چرا انقد لجباز بود؟ واقعا بخاطر یه حرف کوچیک میخواست روز تعطیل بره سرکار؟🙄

ا.ت: عهع عهع نععع یه امروزو موندی خونه لطفا نرو
گیووین: حالا که اصرار می‌کنی باشع🙄

لبخندی به این حجم از کیوت بودنش زدی و موهای کوتاهش رو نوازش کردی..
.
.
برخلاف میلت اون روز گیووین مجبور شد برای چند ساعتی تو رو تنها بزاره و بره پیش اعضا.
امروز تولد گیووین بود پس باید یکاری براش میکردی و اون پاپی کوچولو رو خوشحال میکردی..!
تو این مدتی که نبود تو، یه کیک کوچیک براش درست کردی و میز ناهار خوری سه نفرتون رو با بادکنک و از اینجور چیزا تزئین کردی و کیک رو گذاشتی وسطش.
خیلی زود رفتی تو اتاق و یه لباس خوشگل پوشیدی و بعد از برداشتن جعبه کوچیک کادو برگشتی تو پذیرایی و بعد چک کردن همچی منتظر موندی.
وقتی صدای ماشین رو از تو خیابون شنیدی،چراغ هارو خاموش کردی و رفتی سمت کیک و شمع سفید روش رو روشن کردی..
وقتی صدای باز شدن در و بعد صدای گیووین که می‌گفت:«چرا چراغا خاموشه» رو شنیدی، کیک رو برداشتی و رفتی سمتش..
وقتی تورو دید..لبخند رو لباش محو شد و بجاش چشماش پر از اشک شد..

ا.ت: هیی آدم که تو روز تولدش گریه نمیکنه!

اون یه قدم به سمتت برداشت و دوتا دستاشو قاب صورتت کرد و به چشمای قشنگت نگاه کرد..

گیووین: واقعا اینکارو کردی، اونم برای من؟
ا.ت: اره، اینکارو کردم برای تو چون تو با ارزش ترین دارایی منی!
-حالا شمعمو فوت کن وگرنه می‌ریزه رو کیکت بعد‌ خراب میشه.

با لبخند و چشمای پر اشک به کیک کوچیک تو دستت نگاه کرد..
چشماشو بست و بعد از چند ثانیه چشماشو باز کرد و شعمو فوت کرد.‌.

ا.ت: تولدت مبارک پاپی قشنگم

گیووین کیک رو ازت گرفت و گذاشت رو میز کنار در و بعد دستت رو گرفت و کشیدت تو بغلش..
یه دستش پشت کمرت بود و آروم نوازش میکرد و اون یکی دستش هم روی موهات بود و هربار با هر نفس کشیدنت تو رو بیشتر به خودش می‌چسبوند.
تو با صدایی که ضعیف بود اما شنیده میشد گفتی:«ممنون که بدینا اومدی و شدی زندگی من..!»

چند دقیقه تو همون حالت موندید و بعد از این اینکه از بغل هم بیرون اومدید کیک رو برداشتید و به طرف میز ناهار خوری رفتید و نشستید..

گیووین کیکش رو بردید و بعد از اون تو جعبه که تمام مدت زیر میز نگهش داشته بودی رو بیرون آوردی و گذاشتی جلوش..

گیووین: این واسه منه؟

سرتو به نشونه تایید تکون دادی و منتظر موندی تا کادوشو باز کنه..

اون با دست هایی که از هیجان کمی می‌لرزید جمعه رو گرفت تو دستش و آروم بازش کرد..

یه گردنبند کوچیک با آویز کلید🗝

اونو از جعبش بیرون آورد و گرفتش جلوی نور کم شمع..

گیووین: این خیلی قشنگه..من واقعا نمیدونم چجوری ازت تشکر کنم..
دیدگاه ها (۰)

(ادامه)لبخندی زدی و دستت رو گذاشتی رو دستش و گفتی:«لازم نیست...

تکپارتیموضوع:(وقتی میخایم بهش خیانت کنیم)چان/ا.تحدودا یک ماه...

(ادامه)فلیکس: لازم نیست چیز جدیدی بنویسی فقط زندگی و رابطه خ...

سناریو از سایه تا نور پارت۳

#سکـوت‌من_آهـنگ‌تو#Part_33···برنامه‌ٔ عروسی رو گذاشتن برای ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط