وقتی مریض بودی پارت آخر
وقتی مریض بودی پارت آخر
که افتادم زمین و شروع به لرزیدن کردم.
ویو شوگا.....
دیدم رزی افتاد زمین و شروع به لرزیدن کرد که رایا فورا دستش رو روی لای دندون های رزی گذاشت.
من شکه بودم.
پنج دقیقه یعد....
پرستار ها اومدن رزی رو بردن تو ی اتاق من فورا رفتم سمت رایا و گفتم:چی شد که رزی اینجوری شد؟
رایا که داشت فین فین میکرد با شکه بهم گفت:مگه تو نمیدونی؟.
شوگا:نه(با شکه)
رایا:رزی سرء داره.چطوز تاحالا بخت نگفته؟
شوگا :یعنی جی؟(شکه)
رایا:همین
ویو. شوگا.....
من خیلی اصلی بودم کا به من نگفته بود پرستار از اتاق رزی اومد بیرون.
من فورا رفتم پیش پرستار و گفتم:میتونم ببینمش.؟
پرستار:بله
من هم رفتمداخل داشت یا گوشیش ور میرفت.
من گفتم:رزی؟
یک دفعه سزش رو بالا آورد و تا چشمش به من خورد یذره ترسید.
با آرامش رفتم پیشش و نشستم سرش رو ناز کردم و گفتم:عزیزم.تو نباید مسئله به این مهمی رو ازم مخفی میکردی.
رزی سرش رک پایین برد وگفت:ببخشید.
شوگا:سرش رو بوس گردم .
پایان
ببخشید اگه مسخره شد.
که افتادم زمین و شروع به لرزیدن کردم.
ویو شوگا.....
دیدم رزی افتاد زمین و شروع به لرزیدن کرد که رایا فورا دستش رو روی لای دندون های رزی گذاشت.
من شکه بودم.
پنج دقیقه یعد....
پرستار ها اومدن رزی رو بردن تو ی اتاق من فورا رفتم سمت رایا و گفتم:چی شد که رزی اینجوری شد؟
رایا که داشت فین فین میکرد با شکه بهم گفت:مگه تو نمیدونی؟.
شوگا:نه(با شکه)
رایا:رزی سرء داره.چطوز تاحالا بخت نگفته؟
شوگا :یعنی جی؟(شکه)
رایا:همین
ویو. شوگا.....
من خیلی اصلی بودم کا به من نگفته بود پرستار از اتاق رزی اومد بیرون.
من فورا رفتم پیش پرستار و گفتم:میتونم ببینمش.؟
پرستار:بله
من هم رفتمداخل داشت یا گوشیش ور میرفت.
من گفتم:رزی؟
یک دفعه سزش رو بالا آورد و تا چشمش به من خورد یذره ترسید.
با آرامش رفتم پیشش و نشستم سرش رو ناز کردم و گفتم:عزیزم.تو نباید مسئله به این مهمی رو ازم مخفی میکردی.
رزی سرش رک پایین برد وگفت:ببخشید.
شوگا:سرش رو بوس گردم .
پایان
ببخشید اگه مسخره شد.
- ۳.۰k
- ۱۷ دی ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط