افتاده اگر به خاک ديدي از شاخه جدا شقايقي را

افتاده اگر به خاک ديدي از شاخه جدا شقايقي را
يا در دل موج سهمناگين توفان بشکسته قايقي را
اي عشق مرا نکرده باور آن لحظه مرا به خاطر آور
اي عشق مرا نکرده باور آن لحظه مرا به خاطر آور

در صبح بهار جاي شبنم در گونه گل تگرگ ديدي
يا صيد به خون کشيده اي افتاده به دام مرگ ديدي
اي عشق مرا نکرده باور آن لحظه مرا به خاطر آور
اي عشق مرا نکرده باور آن لحظه مرا به خاطر آور

چون من به نگاه دلفريبي گر عاشق و بي قرار گشتي
در دشت جنون بي ترانه سرگشته تر از غبار گشتي
يا پير شدي چو من دريغا از آينه شرمسار گشتي
يا پير شدي چو من دريغا از آينه شرمسار گشتي
گفتي که هميشه ياد من باش من ياد تو بوده ام هميشه
من هر غزل و ترانه ام را بهر تو سروده ام هميشه
هر صبح پس از نيايش من از ته دل دعات کردم
در قصر بلور آسمونها فرياد زنان صدات کردم
اي عشق مرا نکرده باور آن لحظه مرا به خاطر آور
دیدگاه ها (۲۰)

فراتر از خویش

بـرای تویـی که تنهایی هایمــ پر از یاد توستــ …بـرای تویـی ک...

عاشقانه های شبنم

پارت ۲۱ — بازگشت به پایتختیونگی همان شب به پایتخت رسید.فضای ...

🌹اعوذبالله من الشیطان رجیم🌺☘🌼بِسْمِ ألله ألرحْمنِ ألرَحيمْأل...

سناریو: (وقتی رنگ پوست...)(وقتی رنگ پوستت ازش تیره تره و بهش...

𝐏𝐚𝐫𝐭: ➎⓿صبح زود، ماشین جلوی خانه‌ی قدیمی پدرم توقف کرد.ساختم...

میبخشی پارت ۴

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط