دور گردنش شال پیچیدند،

دور گردنش شال پیچیدند،
و سرش کلاه گذاشتند و رفتند …
کسی نفهمید همین محبت ها آدم برفی را آب کرد...
دیدگاه ها (۱)

dark life = 19در را پشت سرش بست و قفل کرد. صدای کلیک قفل، ات...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p85«آشپزخونه هر روز از اینجا سبزی می‌بره...

جنگل نفرین شده پارت ۵

رمان تهیونگ

Part²⁸که ناگهان گوشه‌ی استخر ات رو دید.دختر زانوهایش را بغل ...

پارت ۱۹۵

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط