جای در بستان سرای عشق می‌باید مرا

جای در بستان سرای عشق می‌باید مرا
عندلیبم از چه در ماتم سرا افتاده ام

پایمال مردمم از نارسایی های بخت
سبزه ی بی طالعم در زیر پا افتاده ام


"رهی_معیری"
دیدگاه ها (۱)

ساقیا از دست توبس دست‌ها از دست شدمست تو از دست توپیوسته برخ...

مرغی که چشد یک دم از دانه دام تو در خاطر او نا...

چون غنچهٔ گل قرابه‌پرداز شودنرگس به هوای می قدح ساز شودفارغ ...

سرگشته وار بر تو گمان خطا برمبی آنکه هیچ راه به چون و چرا بر...

میگویند عشق یک حس است که بر اثر میل های انسانی بدن به وجود م...

¹⁴⁰⁵'⁰⁴'¹⁵²¹ : ³⁵part ¹.از کودکی یاد گرفتم که انسان‌ها هیچگا...

☆زندگی نامه ی بی تی اس☆با نگاه به گذشته می‌توان گفت رفتن شوگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط