zohre

zohre

مردم شهر سیاه
خنده هاشان همه از روی سیاست...
دلشان سنگ سیاست...
ما در این شهر دویدیم و دویدیم...
چه سود؟
هر کجا پرسه زدیم خبر از عشق نبود...
و تو ای مرغ مهاجر،
که از این شهر گذر خواهی کرد...
نکند از هوس دانه گندم به زمین بنشینی...؟؟
دیدگاه ها (۹)

🔦𝑺𝒆𝒗𝒆𝒏 𝑫𝒂𝒚𝒔 𝒊𝒏 𝑯𝒂𝒘𝒌𝒊𝒏𝒔 : هفت روز در هاوکینز 🍪𝑷𝒂𝒓𝒕 ¹⁵ : پارت ...

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌وسوم: روزی که زنده بودیم---صبح.چشمانم...

سناریو و وانشات توکیو ریونجرز ا/ت و مایکیشب کریسمس در توکیو ...

✦ اولین گناه ✦فصل دوازدهم: جایی که هیچ‌کس نمی‌رود---لعنت به ...

اهل کاشانم روزگارم بد نیست ...

سایه‌های کلاغپارت چهلم | وقتی کلاغ‌ها پرواز کردندباد سرد از ...

⟦ #ɘɔᴎɒmoɿ ʞɿɒꟻ ⟧Dark Legacy───── ⋆⋅☆⋅⋆ ─────پـارتـے²چشم‌های...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط