هفت دریا قطره ای از بحر بی پایان ماست

هفت دریا قطره ای از بحر بی پایان ماست
این چنین بحری ز ما می جو که این بحر آن ماست

گنج او در کنج دل می جو که آنجا یافتیم
جای گنج عشق او کنج دل ویران ماست

دل به دلبر داده ایم و جان به جانان می دهیم
گر قبول اوفتد شکرانه ها بر جان ماست

ما درین دور قمر خوش مجلسی آراستیم
جام می در دور و ما سرمست این دوران ماست

جز خیال روی او نقشی نیاید در نظر
هرچه ما دیدیم و می بینیم آن جانان ما است

دل به دست زلف او دادیم و در پا می کشد
ما پریشانیم از او ، او نیز سرگردان ماست


شاه نعمت‌الله ولی
دیدگاه ها (۱۳)

شعری که امام خامنه ای چند روز قبل از شهادتش نوشت🎙توضیحات آیت...

سیره پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله (۴)

...دلی یا دلبری؟ یا جان و یا جانان؟ نمی‌دانمهمه هستی تویی، ف...

دُرد درد دل بود درمان ماخوش بود دردی چنین با جان ماعشق او بح...

دُرد درد دل بود درمان ماخوش بود دردی چنین با جان ماعشق او بح...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط