مخواستم براتان ار باشم حالا اما عار شده ام
مىخواستم براىتان "يار" باشم!... حالا اما "عار" شده ام!... كوچكتر از حالا كه بودم، مىخواستم "سرباز" باشم! از آن روزها، خيلى نگذشته است و من، "سربار" شده ام!... خودت بگو چه كار كنم، آقا!؟... جز تكيهگاه پدرانهى شما، جايى ندارم!... جز آستانهى پُر مِهرتان، پناهى ندارم!... بر خانهات، دخيل مىبندم و "التماس" مىكنم! چون حناى تو پيش خدا رنگ ديگرى دارد و "دعا" به لطف او با دستان مهربان تو اجابت مى شود!... سلام بر دوازدهمين نگار!...
صبح جمعه ی زيبايت به خير!..۰
خدا کند که رضایم فقط رضای تو باشد
هوای نفس نباشد همه هوای تو باشد
خدا کند که گزارت فتد به منظر چشمم
که سجده گاه نمازم به جای پای تو باشد... " اللهم عجّل لولیک الفرج"
صبح جمعه ی زيبايت به خير!..۰
خدا کند که رضایم فقط رضای تو باشد
هوای نفس نباشد همه هوای تو باشد
خدا کند که گزارت فتد به منظر چشمم
که سجده گاه نمازم به جای پای تو باشد... " اللهم عجّل لولیک الفرج"
- ۲۸۴
- ۱۱ مهر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط