کودکيم يادش بخير .....
کودکيم يادش بخير .....
وقتي قرار بازي ميگذاشتيم .....
وفادر و مهربان به هم بوديم .....
بي مقدمه سلام و خداحافظي ميکرديم .....
بدون هيچ قهر و آشتي ....
يادت هست وقتي پنهان شدي ....
براي بازي ، لحظه اي که پيدايت نکردم .....
آرام صدايم کردي ....
وقتي برگشتم نگاهت کنم .....
چشمان پر از اشکم را ديدي ....
با دستان اشک هايم را پاک کردي ....
و گفتي : ببين من جاي نميرم ....
هميشه کنارتم ....
اما ...
کجاست آن دستان مهربان کودکيت .....
که باز پاک کند اشک چشمانم را .....
با لبخند بگوي : کنارت هستم ، تا ......
N....B
وقتي قرار بازي ميگذاشتيم .....
وفادر و مهربان به هم بوديم .....
بي مقدمه سلام و خداحافظي ميکرديم .....
بدون هيچ قهر و آشتي ....
يادت هست وقتي پنهان شدي ....
براي بازي ، لحظه اي که پيدايت نکردم .....
آرام صدايم کردي ....
وقتي برگشتم نگاهت کنم .....
چشمان پر از اشکم را ديدي ....
با دستان اشک هايم را پاک کردي ....
و گفتي : ببين من جاي نميرم ....
هميشه کنارتم ....
اما ...
کجاست آن دستان مهربان کودکيت .....
که باز پاک کند اشک چشمانم را .....
با لبخند بگوي : کنارت هستم ، تا ......
N....B
- ۸۸۴
- ۱۲ مرداد ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط