P6 .PRISON MAFIA.

ویو فردا
(جنیل)

من دیشب نخوابیدم چون باید به چنتا پرونده رسیدگی میکردم راستش یه هفته ای میشه که نخوابیدن چون سرم خیلی شلوغ بود داشتم به پرونده های باغی مونده رسیدگی میکردم که دادستان زنگ زد
جنیل: الو بفرمایید
دادستان: دیشب چیشود مخشو زدی
جنیل: نه بابا..... ولی شمارشو گرفتم
دادستان: خب...... خواستم بگم فعلا نیا سر کار منم اخراجت کردم و شغلتو از پو پروندت پاک کردم که نرن تحقیق کنن
جنیل: باشه مرسی حالا قط کن باید برم صبحونه بخورم
دادستان: خب خداحافظ
رفتم پایین دیدم بابام داره صبحونه درست میکنه ما با اینکه پولداریم ولی هیچ وقت خدمتکار نمیاریم چون من از خدمدکارا خوشم نمیاد جریانشم مفصله
جنیل: بابا هنوز نرفتی سر کار
باباش: نه دخترن گفتم صبحونه درست کنم راستی دیشب با کسی آشنا شدی
جنیل: منظور
باباش: منظورم اینه که با پسری آشنا شدی
جنیل: آره
باباش: خوشم نیومد همه مردا قابل اعتماد نیسان
جنیل: میدونم بابا تو برو من حواسم هست دیرت شده
باباش: باشه قشنگم خداحافظ


ویو کوک

من از اصلا نخوابیدن نمیدونم چرا ولی خوابم نبرد داشتم به اون دختره فکر میکردم کههه..........
تمااامم
دیدگاه ها (۱)

P7 .PRISON MAFIA.

P7 .MY GOOD MISTAKE.

P6 .PRISON MAFIA.

اسلاید اول جنیلاسلاید دوم کوک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط