وقتی تمام وجودم میسوزد در عطش شنیدن کلامی از “تو”

وقتی تمام وجودم میسوزد در عطش شنیدن کلامی از “تو”

چشم هایم چه ملتمسانه خیره می مانند به لبهایت

به امید لرزشی.. صدایی.. حرفی..

گویا نمیدانند هرگز کلامی نخواهند شنید از تو که

جا مانده ای در قاب عکس چوبیه آویخته بر دیوار اتاقم
دیدگاه ها (۷)

مرد بی رحم

♥⁠╣⁠[لمس ممنوعه]⁠╠⁠♥⁦ᕙ⁠[⁠・⁠part 110・⁠]⁠ᕗ  صبح که بیدار شدم ا...

✦ اولین گناه ✦فصل اول: خانه‌ای که نفس نمی‌کشدباران به شیشه م...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 🔟╯Ⓟⓐⓡⓣ جیمین همان لحظه از د...

007-پنهان در مه - پارت ۸۱

#عشق_یا_گلوله؟𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ³ویو میکا_____همان شب، ا...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش سوم_ بلند می‌شود و دستم را می‌گیرد دمپایی ...

پارت ۶۳ آریانا چند ثانیه فقط به مدیر خیره ماند.ـ خونه‌ی من؟م...

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت15ویو اتبوی ضد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط