دیانا

#دیانا

مهراب بدون هیچ حرفی زد بیرون فقط من موندم این پسره

دیانا: چیز..ه مرسی ک از شرش خلاصم کردی

یک پوزخند زدو گف

ارسلان: انجام وظیفه بود خانوم کوچولو

دیانا: اسمت چیه؟

ارسلان: کوچیک شما ارسلان

دیانا: منم دیانام بچ ها بم میگن دیا

ارسلان: من همون خانوم کوچولو راحتم

دیانا: میشه خواهش کنم ب من نگی خانوم کوچولووو

ارسلان: حالا چرا عصبانی میشه تو

دیانا: 😐

#رضا

منو ارسلان باهم پسر داییم و خونه هامون یکی باهم زندگی میکنیم
من تو زندگیم فقط یک بار عاشق شدم :-) 💔
بهم خیانت کرد:-) 💔
ولی مهم نیس:-) 💔

#رضا

زنگ‌خورد اومدم تو حیاط..
دیدگاه ها (۶)

شبتون بخیر فردام پارت داریم انرژی بدید ک بازم پارت بزارم💔💜

ادامه پارت ۷♥

از همون‌روز اول💜♥#پارت.۷#نیکامتین: دختر جون خیلی بالایی بیا ...

رمانو دوس دارین؟♥

رمان بغلی من پارت۱۳۱و۱۳۲و۱۳۳و۱۳۴دیانا: تا نیم ساعت داشتیم با...

رمان بغلی من پارت ۱۳۰و۱۳۱و۱۳۲و۱۳۳دیانا: قرار بود بریم یه سری...

رمان بغلی من پارت۱۳۶و۱۳۷و۱۳۸و۱۳۹دیانا: ارسلان اون بچه فقط پن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط