خودنویس و دفتر و جام شراب

خودنویس و دفتر و جام شراب
شمع و میز چوبی و حال خراب
مینویسم قصه ی یک سرگذشت
داستان تشنگی، آب و سراب
قصه ی عشقی که فرجامی نداشت
مجرم و زندان و اعدام و طناب
نقل یک پرسش ز اعماق وجود
که هنوزم مانده، در دل، بی جواب
ماجرای خنده هنگام وداع
بی تفاوت رفتن و رنج و عذاب
کاش مهتاب شبم بودی ولی
رد شدی از ظلمتم، همچون شهاب
صبح شد، اما نخوابیدم هنوز
ساقی امشب هم بیا با من نخواب
دیدگاه ها (۷)

کوچه های قلب من خالی تر از شبهای توستواژه های شعر من غمگین ت...

حاکم شهر دلم , کاش امانم بدهیحاضرم میرم اگر باز تو جانم بدهی...

دوستت دارم عزیزم این فقط آمار نیستقصد لذت جویی از آن زلف پر ...

«برای دیدنت پر از دلیل عاشقانه ام»اگر چه بی اثر شده نگاه دلب...

خودنویس و دفتر و جام شراب شمع و میز چوبی و حال خراب مینویسم ...

خودنویس و دفتر و جام شراب شمع و میز چوبی و حال خراب ...مینوی...

خودنویس و دفتر و جام شراب شمع و میز چوبی و حال خراب مینویسم ...

خودنویس و دفتر و جام شراب شمع و میز چوبی و حال خراب مینویسم ...

خودنویس و دفتر و جام شراب شمع و میز چوبی و حال خراب مینویسم ...

خودنویس و دفتر و جام شراب شمع و میز چوبی و حال خراب مینویسم ...

خودنویس و دفتر و جام شراب شمع و میز چوبی و حال خراب مینویسم ...

اره خلاصه🫠@vzxox@van.ya_86 @titan_rider @soli0_0

کسی هست تو بک دادن کمک کنیم به هم وفادار باشه ɴᴇᴡ ᴘᴏꜱ ꜰᴏʀ ʏᴏ...

ﺑﻪ ﺗﻮ ﺳﻮﮔﻨﺪ ، ﺑﻪ ﺭﺍﺯ ﮔﻞ ﺳﺮﺥﻭ ﺑﻪ ﭘﺮﻭﺍﻧﻪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻋﺸﻖ ﻓﻨﺎ ﻣﯽ ﮔﺮﺩﺩ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط