چندشاتی بی تی اس
چندشاتی بی تی اس
part ۵
با استرس توی راهرو بیمارستان قدم میزدیم..
جین: وای.. اگر حالش خوب نشه..
شوگا: آرومباشید..
جیهوپ: بچه ها.. ات که واسمون مهم نبود، چرا اینجوری شد؟
جیمین: اون دختر بیچاره خیلی گناه داره..
دکتر از اتاق بیرون اومد
.دکتر: آروم باشید..
ضربه های شدیدی به بدن ایشون وارد شده که باعث زخم های عمیق و کبودی ها شده،
چندتا کرم بهتون میدم، باید هر روز ۳ بار بزنه..
همه اعضا با سر تایید کردن
دکتر: میتونید برید ببینینش
اعضا سریع بلند شدن و وارد اتاق شدن..
ات با درد به دیوار خیره شده بود..
اعضا روی صندلیوهای کنار ات نشستن
تهیونگ: ات.. خوبی؟
ات:مگه واستونمهمه؟ منم هم گروهی شما هستم.. همیشه فقط خودتون ۷ نفر باهم خوش میگذرونید و میخندید.. هیچ وقت داخل کنسرت ها از من تشویق نکردید..
نامجون: ات.. ما.. اولش از تو خوشمون نمیومد..
part ۵
با استرس توی راهرو بیمارستان قدم میزدیم..
جین: وای.. اگر حالش خوب نشه..
شوگا: آرومباشید..
جیهوپ: بچه ها.. ات که واسمون مهم نبود، چرا اینجوری شد؟
جیمین: اون دختر بیچاره خیلی گناه داره..
دکتر از اتاق بیرون اومد
.دکتر: آروم باشید..
ضربه های شدیدی به بدن ایشون وارد شده که باعث زخم های عمیق و کبودی ها شده،
چندتا کرم بهتون میدم، باید هر روز ۳ بار بزنه..
همه اعضا با سر تایید کردن
دکتر: میتونید برید ببینینش
اعضا سریع بلند شدن و وارد اتاق شدن..
ات با درد به دیوار خیره شده بود..
اعضا روی صندلیوهای کنار ات نشستن
تهیونگ: ات.. خوبی؟
ات:مگه واستونمهمه؟ منم هم گروهی شما هستم.. همیشه فقط خودتون ۷ نفر باهم خوش میگذرونید و میخندید.. هیچ وقت داخل کنسرت ها از من تشویق نکردید..
نامجون: ات.. ما.. اولش از تو خوشمون نمیومد..
- ۶۲.۱k
- ۰۸ اردیبهشت ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط