از این تنهایی ها...

از این تنهایی ها...
خدا قسمت کند...
که بنشینی...زانوها را بغل بگیری...
به کسی که نیست فکر کنی...
بعد ناگهان کسی از جایی دور...
بپرد وسط تنهایی ات...
و تعادلش را بهم بریزد...!
دست به دلِ آغوشت بگذارد...
موهایت را پریشان کند...
و توی صورتت فریاد بکشد که آمده
تا تمام اتفاق های بد گذشته جبران شود...
تو بلند بلند بخندی...
و او بوسه اش را بگذارد وسط خنده هایت...
گاهی زیادی که تنها می شوی...
دلت از این سرزده آمدن های
طولانی می خواهد...!!!
دیدگاه ها (۲)

دلم یک فقره دیوانه می‌خواهدکه بیاید و با هم برویم سراغ تمامد...

نام=)سایه مافیا### پارت سیزدهم: بازیِ بی‌رحمانه‌ی فاصله‌هاسک...

فصل دوم: رقص میان سایه‌ها و نورآن شب، تخت بیمارستان دیگر یک ...

## فصل سوم: سکوتِ پیش از انفجارمسیر رسیدن به خانه، مثل یک کا...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❷_بخش اول_دنیا پر از آدم‌هایی است که همدیگر را گ...

𝑭𝒐𝒓𝒃𝒊𝒅𝒅𝒆𝒏 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘𝒔 سایه های ممنوعه 𝕻𝖆𝖗𝖙:۶در میانه‌ی نمایشگاه،...

✦ اولین گناه ✦فصل سی‌ودوم: دخمه---او آمد.وسط راهرو. وسط بوسه...

007-آلما ویسکی - پارت ۴۷

آخرین بازمانده

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط