به دنبال تو می گردم تو ای تنهای تا هرگز

به دنبال تو می گردم تو ای تنهای تا هرگز
تو ای گمگشته در اندیشه ی فردای تا هرگز

منم، جهل مرکّب، آنکه در آغاز خود مانده ست
بیا ذاتِ مرا معنا کن ای دانایِ تا هرگز

بدون چلچراغ چشم هایت راه تاریک است
بیا فانوس روشن کن، بیا زیبای تا هرگز

نمی دانم چه روزی با حقیقت می خوری پیوند
تو ای مرموز! ای کابوس! ای رؤیای تا هرگز

(تو را من با تمام انتظارم جست وجو کردم)
ولی پیدا نشد آن عشق ناپیدای تا هرگز!

تو ای آن کس که تنها از فراز کوه می آ ید
بگو صبحی نشسته پشتِ این شب های تا هرگز؟!

*(شهاب)*
دیدگاه ها (۳۶)

بکش دل را شهامت کن مرا از غصه راحت کن شدم انگشت نمای خلق مرا...

بستی تو تا بار سفر از خونه ی ماخاموش و سرده بی تو این کاشونه...

اگه اومدی یه شب کنار میله هایواش بیا صدا نکن!!!میدونم داری م...

اصلا قرار نیستچگونه شرح دهم که دچاریعنی چهدلی که سوخته ازدست...

قدح که موسم ناموس و نام رفتوقت عزيز رفت بيا تا قضا کنيمعمری ...

ص ۶۷پدر بود و احترامش واجب از عاق پدر می ترسیدم  و تلاشم برا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط