به خوابهایمـــ

به خوابهایمـــ
یه شب بخیـــــربدهکارے؛
به لب هایمـــ یه بوسه؛
به شانه هایمــ یه آغوش؛
سرجمع حسابمان میشود؛
"بودنتــ"
دیدگاه ها (۳)

براےتومےنوبسمـــ؛مےرومــ؛وپشت خواهم کرد؛به تمام تپشهاےاین دق...

مهم نیست که پستهامــ؛مخاطب خاص نداره؛مهم اینه که تا دلت بخوا...

وقتےدرےبسته مےشود؛دردیگرےبازمےشود؛ولےآنقدرباتاسفـــبه درهاےب...

قلاب کن جانم رابه جانتـــ؛دستم رابه دستتـنباشے نفسم تنگ استـ...

لب‌هایم لب‌هایت را به آغوش می‌کشید و نگاهم نگاهت را به همخوا...

شدم شاعر و شعر تو بر لب هایم از نامت برکت گرفت صبح و شب هایم...

علامـــه طباطبائی «ره» :یک روز در مدرسه ایستاده بودم، مرحوم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط