زن و شوهر پیری با هم زندگی می‌کردند. پیرمرد همیشه از خر و

زن و شوهر پیری با هم زندگی می‌کردند. پیرمرد همیشه از خر و پف همسرش شکایت داشت و پیر زن هرگز زیر بار نمی‌رفت و گله‌های شوهرش رو به حساب بهانه‌گیری‌های او می‌گذاشت. این بگومگوها همچنان ادامه داشت تا اینکه روزی پیرمرد فکری به سرش زد و برای اینکه ثابت کند زنش در خواب خر و پف می‌کند و آسایش او را مختل کرده است ضبط صوتی را آماده می‌کند و یک شب همه سر و صدای خرناس‌های گوشخراش همسرش را ضبط می‌کند. پیرمرد صبح از خواب بیدار می‌شود و شادمان از اینکه سند معتبری برای ثابت کردن خر و پف‌های شبانه او دارد به سراغ همسر پیرش می‌رود و او را صدا می‌کند، غافل از اینکه زن بیچاره به خواب ابدی فرو رفته است! از آن شب به بعد خر و پف‌های ضبط شده پیرزن، لالایی آرام‌بخش شبهای تنهایی او می‌شود.

⭐️قدر هر کسی رو بدونیم تا یه روزی پشیمون نشیم⭐️



دیدگاه ها (۱)

Part:2🥀تهیونگ از کمر آن دختر رقصنده (رُزا)گرفت و به سمت یکی ...

Wooden doll 🍂 با آخرین تراش ، براده ای کوچک بر پارکت های رنگ...

فاصله یک لبخند تا جنون

فیک جونگکوک خواب های واقعی

برادرم خسرو

فیککککککک های جدید

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊¹⁶خوشبختی از نگاهِ هرکسی، معنایی متفاوت دارد. ا...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

نقد فیلم «در آستانه‌ی جنگ»

#in_your_eyespart_10۷ویو کایلازمان خیلی زودتر از چیزی که فکر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط