باعجلہ راه میرفتمـ

باعجلہ راه میرفتمـ
کہ محکمـ بہ یه چیزیـ خوردمـ
منتظر بودمـ پرخاشـ کنہ
لبخندیـ زد و رفتـ بہ گمانمـ انسانـ بۅد
دیدگاه ها (۳)

منتظر روزیمـ ک بگنـغمـ آخرتۅنـ باشعـ دختر خۅبیـ بۅد...💙

#یکیـ کہ

۰_۰ 👌

#پرنسسـ باباتـ:اگہ باباتـ پسۅرد گۅشیتۅ داشتہ باشعکہ میشیـ مح...

پارت یک باران شرشر از آسمان می‌آمد ولی من فقط منتظر یه نفر ب...

به یه مشکلی خوردم نمیتونم بخوابم الان ۴ روزه که نخوابیدم دار...

لبخندی زد؛ اما این لبخند، نه از سرِ شادی، که از سرِ فرارسیدن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط