×مقدمه×

×مقدمه×
من...ایمان
واسه خودم یه دنیای دیگه دارم
یه دنیای‌خاص
که هیشکی دوسش نداره
نه خودمو
نه دنیامو
یه دنیای که هیچی خرابش نکرد
نه نارفیقی
نه خیانت
نه کم محبتی
هیچکدوم از‌ طوفانای زندگی کمرمو خم‌نکرد
اره..من محکمم
ولی نه همیشه
به خدا‌تا یه جایی جا دارم تحمل کنم
منم ادمم
یه روزی میشکنم
خدا..جوابشو بده
(پی نوشت:دوستان‌من انقد که‌مشتاقم‌ رمان ایمانو بنویسم‌از همین‌الان شروع‌کردم
نمیدونم...چون من دخترم..شاید نتونم احساسات پسرارو به خوبی بیان کنم...ولی خب...من روحیم‌نصفش‌ پسرونست..شاید بشه‌‌از پسش‌بر بیام..کمکم کنید..در ضمن..بچه ها شاید تو رمان‌یکم به دخترا توهین بشه..اما نه‌به همشون..ببخشید دیگه...اونایی ام که طاغت ندارن نخونن..مرسی)
دیدگاه ها (۱۰)

Are they just stray kids...?

free from the court (p1)

📖 رمان: گرفتار تو ✨پارت دوازدهم: میانِ عشق و تحقیر 🖤🥀[دیدگاه...

پارت: 11 (بخش3) **زاویه دید: زین**ساعت چهار عصر بود. وقتی دس...

تا وقتی قلبمان بیدار بشود

پارت ۲۸ات یه چاقو از تو آبدارخونه اونجا برداشت و رفت تو حیاط...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۴۹و سوالی که برای با...

رویا جان به دنیای ماخوش اومدی عزیز دل عمه با اومدنت شادی رو ...

اشتباه کوچک , پشیمانیه بزرگ پارت 4 پس الان وقتش بود . وق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط