عشق ناگهانی

عشق ناگهانی
ℙ:𝟞
ویو جیمین:
رفتم از نزدیک دیدمش لامصب خیلی خوشگل بود مثل فرشته ها نمیتونستم نگاه ازش بدزدم که یهو دیدم یونگی داره میخونه آخ بعد یونگی پارت منه
مجبور بودم برم پیش اعضا به اون دختر یه چشمک زدم و رفتم
ویو ات:
وقتی دیدم جیمین داره میاد سمتم زبونم قشنگ بند اومد نمیدونستم باید چیکار کنم همینجوری چشم تو چشم بودیم که دیدم رفت و من به جای خالیش نگاه کردم
همینجوری داشتم نگاه میکردم که یهو با صدای هلن که خودم اومدم
هلن: هییی خانم پارک میخوای کل کنسرت و به جای خالیش نگاه کنی ولی توش بحالتا خیلیی خوش شانسی دخترر
بعد زد به شونه ات
ات که به خودش اومد نگاهشونو بردن سمت اعضا و باهم خوشحالی کردن
چند مین بعد...
ویو ات:
کنسرت تموم شد و آرمی ها داشتن میرفتن من و هلن هم داشتیم میرفتیم که یهودیه بادیگارد اومد جلومون و گفت:
خانم محترم پشت صحنه کسی با شما کار دارن لطفا با من تشریف بیارین
هنگ کردم من که کسی رو ندارم من تنها زندگی میکنم و پدر مادر ندارم و فقط هلن و دارم که اونم اینجاس پس کی میتونه باشه
اول پسش زدم ولی نرفت چند بار پسش زدم و دیدم میگه حتما باید بیاید منم کنجکاو بودم که یهو...

خب بچه ها امروز دو پارت گذاشتم تونستم شب پارت بعد رو میزا م فعلا باییی
دیدگاه ها (۱)

عشق ناگهانیℙ:𝟝که کوک گفت:فعلا بیا بریم کنسرت به بچه ها قضیه ...

معرفی فیک اسم :𝗍һᥱ ᥲᥒgᥱᥣ ᥆𝖿 mᥡ ᥣі𝖿ᥱ «فرشته زندگی من »شخصیت ه...

عشق ناگهانیℙ:𝟜همینجوری به جای خالیش نگاه میکردم که دیدم هلن ...

عشق ناگهانیℙ:𝟛کوک:فعلا بیا بریم کنسرت من با اعضا صحبت کردم ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط