از رقیه معنی خار مغیلان را بپرس

از رقیـــه معنی ِخــــارِ مغیــلان را بپرس
ماجرای وحشت وترس از بیابان را بپرس
سوز گـرما و عطش، از پــای پــــر از آبله
حال و روز کودک زار و پریشان را بپرس
صورتی نازکتـــر از گل ،دستــها نامهربان
رد سیلی و کبودی، جسم لرزان را بپرس
از چه داری مینویسی ای قلم آتش بگیر
سوختن را بیصدا از قلب سوزان را بپرس
آنکه روزی جایگاهش شانه ی عباس بود
سر بــروی خشتهای کنج ویران را بپرس
داغ هفتــاد و دو گـل آتش زده پروانه را
بیکسی ها در شب شام غریبــان را بپرس
دستهای کوچکی کـه هــر گــره وا میکند
از رقیه مرهم هـر درد و درمان را بپرس
عاجز از وصف تو باشد روسیه سنگ صبور
روز محشر حال وروز چشم گریان را بپرس
دیدگاه ها (۴)

حسین(ع)دریا ترین دریای عشق استحسین(ع)والاترین معنای عشق استب...

🏴زخمی ڪه داغ رفتن تــو بر جگر گذاشت بر چهره ی حسین همان دم ا...

سلطان سریر عشق ، عبّاسفرمانده و میر عشق، عبّاسخواندند : ابو...

🏴🏴🏴کربلا یعنی ...کربلا یومُ الحسابی دیگر است آفتابش ، آفتاب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط