پارت ۱
پارت ۱
سلام من مین ا/ت هستم
18 سالمه و دارم تحصیل میکنم
توی کشور کره جنوبی زندگی میکنم
رشته ام تجربی عه
ویو کایلی
(میخوام ا/ت یعنی خودمون رو بزارم کایلی پس کایلی همون شمایید اوکی؟)
از خواب بلند میشم نگاهی ی ساعت ميندازم و میبینم ساعت 7 عه_
سریع از جام بلند میشم و یونیفرمم رو میپوشم و با اسکیت بردم ب سمت مدرسه حرکت میکنم_
ویو تهیونگ_
از جام بلند میشم شیشه تکیلام رو سر میکشم_
گوشیمو از روی میز بر میدارم_
باید برم مدرسه هوف...
ی زنگ ب دراگون میزنم_
علامت تهیونگ_ دراگون+
_تونستیقاتل بابام رو پیدا کنی؟
+فقط تونستم ردشو بزنم
با اعصاب خورد گوشیمو قطع میکنم_
لباسامو میپوشم و توی ون میشینم_
بعد از چند مین میرسم مدرسه_
همهی بچه ها در حال خندیدن و عکس گرفتن بودن روز اول مدرسه بود و عکس شاگرد های پارسال ک خودکشی کرده بودن توی کلاس ها بود
همهمه بچه ها سر سام آور بود
ویو کایلی"
از دور چشمم ب ی پسر میخوره_
سلنا اینو نگا...وای این چ جذابههههه
علامت سلنا×
×دافههه بیا بریم شمارشو بگیریم
_ولش کن ...مهم نیست
کیفمو میذارم و بلند میشم_
نگاهی ب بند کفشم میکنم ک بازه_
شتتتت
از کلاس میرم بیرون و پام گیر میکنه و میوفتم یهویی دستای گرم یکی رو پشت کمرم حس میکنم ک مانع افتادنم میشه_
با اون پسره چشم تو چشم میشم_
سریع از بغلش در میام بیرون_
ویو تهیونگ_
میام وارد کلاس شم ک یهویی ی دختر میخواد بیوفته_
میگرمش_
چشمای خیلی قشنگی داره ب چشماش خیره میشم_
هی دست و پا چلفتی جلوتو نگاه کن
علامت تهیونگ_ علامت کایلی+
+ممنونم آقا...
دستمو جلو میبرم"
مین کایلی کلاس 109 تجربی
_خوشبختم از ارتباط فیزیکی متنفرم ...
کیم تهیونگ همکلاسیم....
حواست ب خودت باشه...و بند کفش هاتو ببند
ویو کایلی_
چقدر یارو سرد بود اصن ب منچه ایش
روی میز میشینم و معلم میاد تو کلاس_
سرمو روی میز میذارم و ب تهیونگ نگاه میکنم_
چقدر کیوته
ویو تهیونگ_
در حال نکته برداری بودم ک متوجه نگاه های اون دختره میشم_
شرایط پارت بعد
۵ تا لایک ۳ تا کامنت
ادامه دارد........
#فیک #بی_تی_اس #فیک_بی_تی_اس
سلام من مین ا/ت هستم
18 سالمه و دارم تحصیل میکنم
توی کشور کره جنوبی زندگی میکنم
رشته ام تجربی عه
ویو کایلی
(میخوام ا/ت یعنی خودمون رو بزارم کایلی پس کایلی همون شمایید اوکی؟)
از خواب بلند میشم نگاهی ی ساعت ميندازم و میبینم ساعت 7 عه_
سریع از جام بلند میشم و یونیفرمم رو میپوشم و با اسکیت بردم ب سمت مدرسه حرکت میکنم_
ویو تهیونگ_
از جام بلند میشم شیشه تکیلام رو سر میکشم_
گوشیمو از روی میز بر میدارم_
باید برم مدرسه هوف...
ی زنگ ب دراگون میزنم_
علامت تهیونگ_ دراگون+
_تونستیقاتل بابام رو پیدا کنی؟
+فقط تونستم ردشو بزنم
با اعصاب خورد گوشیمو قطع میکنم_
لباسامو میپوشم و توی ون میشینم_
بعد از چند مین میرسم مدرسه_
همهی بچه ها در حال خندیدن و عکس گرفتن بودن روز اول مدرسه بود و عکس شاگرد های پارسال ک خودکشی کرده بودن توی کلاس ها بود
همهمه بچه ها سر سام آور بود
ویو کایلی"
از دور چشمم ب ی پسر میخوره_
سلنا اینو نگا...وای این چ جذابههههه
علامت سلنا×
×دافههه بیا بریم شمارشو بگیریم
_ولش کن ...مهم نیست
کیفمو میذارم و بلند میشم_
نگاهی ب بند کفشم میکنم ک بازه_
شتتتت
از کلاس میرم بیرون و پام گیر میکنه و میوفتم یهویی دستای گرم یکی رو پشت کمرم حس میکنم ک مانع افتادنم میشه_
با اون پسره چشم تو چشم میشم_
سریع از بغلش در میام بیرون_
ویو تهیونگ_
میام وارد کلاس شم ک یهویی ی دختر میخواد بیوفته_
میگرمش_
چشمای خیلی قشنگی داره ب چشماش خیره میشم_
هی دست و پا چلفتی جلوتو نگاه کن
علامت تهیونگ_ علامت کایلی+
+ممنونم آقا...
دستمو جلو میبرم"
مین کایلی کلاس 109 تجربی
_خوشبختم از ارتباط فیزیکی متنفرم ...
کیم تهیونگ همکلاسیم....
حواست ب خودت باشه...و بند کفش هاتو ببند
ویو کایلی_
چقدر یارو سرد بود اصن ب منچه ایش
روی میز میشینم و معلم میاد تو کلاس_
سرمو روی میز میذارم و ب تهیونگ نگاه میکنم_
چقدر کیوته
ویو تهیونگ_
در حال نکته برداری بودم ک متوجه نگاه های اون دختره میشم_
شرایط پارت بعد
۵ تا لایک ۳ تا کامنت
ادامه دارد........
#فیک #بی_تی_اس #فیک_بی_تی_اس
- ۱۱.۶k
- ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط