رفته بودم سر حوض تا ببینم شاید

656
رفته بودم سر #حوض تا ببینم شاید..
عکس #تنهایی خود را در آب....

#سهراب_سپهری

افسوس

#حوض_نقاشی_من_بی_ماهیست...
دیدگاه ها (۲)

657بی لشگریم؛ حوصله ی شرح قصه نیستفرمانبریم؛ حوصله ی شرح قصه...

658ای که برداشتی از شانه‌ی موری باریبهتر آن بود که دست از سر...

655#حوض را با مادرم قسمت کرده ام,روزها مال اوشب ها مال مناو ...

654گفتیم #عشـق را به صبـوری دوا کنیم هر روز عشــــق بیشتر و ...

من از تمام دختران شهر سر بودم افسوس از بازی دنیا بی خبر بودم...

چقدردوست داشتم یک نفر از من می پرسید چرا نگاه هایت آنقدر غمگ...

وای وحشتناک ترین پستی که میتونستم ببینم:(سر کامنتاش جر خوردم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط