من کِرمَک محبوس در ابریشم خویشم ...

من کِرمَک محبوس در ابریشم خویشم ...
دیدگاه ها (۰)

و آن روز چمدان بی‌داد می کندکودتا گرانی خاطرات، و من در هلهل...

و من گاهی، نه صورتت، نه چشمانتکه دلم می‌خواهد صدایت را ببینم...

راهی پيدا كردم كه از دوباره صدمه خوردن مصون بمانم :اگر نگذار...

من سایه‌ای از نیمه‌ی پنهانی خویشمتصویر هزار آینه حیرانی خویش...

- نخ ابریشم مصریه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط