با نگاهت اجتماع کافری تشکیل شد

با نگاهت اجتماع کافری تشکیل شد
هیئتی از فرقه های دلبری تشکیل شد


مردم از خانه برای دیدنت بیرون زدند
سازمان رسمی گردشگری تشکیل شد

ماده گرگ چشمهایت آنقدر کشته گرفت
در مسیرت دادگاه کیفری تشکیل شد


آنقدر مردان بیچاره گرفتارت شدند
مجمع لغو طلاق محضری تشکیل شد


عاشقیدن جوری از زیبایی ات معنا گرفت
که گروه جعل های مصدری تشکیل شد


با تو زیبایی شناسی در هنر تغییر کرد
مکتب امپرسیون روسری تشکیل شد


آمدی از خانه بیرون باز دعوا شد سرت
اخم کردی دسته های شرخری تشکیل شد


عده ای می خواستند از جنس تو صحبت کنند
انجمن های زبان زرگری تشکیل شد


سیب سرخم ! شاخه ات افتاد در دست شغال
باز هم دنیایی از دیو و پری تشکیل شد...
دیدگاه ها (۱۸)

تکه ای یخ عاشق خورشید شد...گفت ای خورشید من، برمن بتاب... بی...

بسیار سالها گذشت تا بفهممآنکه در خیابان می گریداز آنکه در گو...

دیر کرده ای ! عقربه ها گیر کرده اند در گلوی منانگار که رد نم...

ﻣﻦ ﻣﻌﺠﺰﻩ ﻧﺒﻮﺩﻡ..ﺗﻮ ﻫﻢ ﻧﺒﻮﺩﯼ..ﺍﻣﺎ ﻣﺎ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻢ ﺍﺗﻔﺎﻕ ﻣﯽ ﺍﻓ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط