«Travaillez, prenez de la peine :

«Travaillez, prenez de la peine :
C’est le fonds qui manque le moins. »
ترجمه فارسی:
«تلاش کنید و رنج را به جان بخرید؛
چرا که این، همان سرمایهای است که هیچگاه کم نمیآید.»
.
part 2:try
.
.
+سلام بر اهل خانهٔ درختی
*دیرتر میومدی
+عیششششش
& بیا بشین حالا
دخترک رفت و نشست
+وای، اصلا یادم نمیاد جلسه امروز سر چی بود!
؛ چون خنگی
+یااااااا چهیونگاااااا
؛ صد دفعه گفتم من و چهیونگ صدا نکن، بگو رزی، ر. ز .ی، بگو دهنت عادت کنه
*بابا ااااااا، بسههههههععع
+باشهههههههههه
+ خب امروز تمرین ۸۵ ٱم مدلینگ رو انجام میدیم، که یعنی درست راه رفتن
&مگه چلاقیم؟
+ یه دقیقه لیسا خفه شو بزار تا ته جمله رو تموم کنم
+« خب منظور از درست راه رفتن یعنی مثل مدلینگ ها راه رفتن، که شامل کت وات، هورس واک و... میشه»
*اوهوم
؛ یه سوال، مگه ما اول کتاب توی تمرین ۲۵ ٱم یاد نگرفتم؟
+چرا، ولی این دیگه اینجا تخصصی تر یاد میده
؛ آها
+ خب گایز اینجا نوشته که باید با اعتماد به نفس زیاد راه بریم، یه بار. کد هم داده که باید اس. کنش کنم تا آهنگ تمرینی و گوش بدیم و کت واک بریم
&آهنگ تمرینی؟
جیسو کتاب رو از سلین گرفت و بهش یه نگاه انداخت و به لیسا گفت
*اوهوم، آهنگ تمرینی یعنی، اینکه این آهنگ به اعتماد به نفسمون موقعی کت یا هورس واک کمک میکنه، و یه حس خاصی بهمون دست میده تا تمرین ها رو خوب انجام بدیم
&آها!
؛ خب کی شروع کنیم؟
*خونهٔ درختی که کوچیکه، بهتره بریم پایین انجام بدیم
+من که اوکیم
&من اوکیم
؛ منم همینطور، خداروشکر که خونهٔ درختی توی شهر نیست، وگرنه همه نگاهمون میکردن، خوبه توی جنگل هستیم
+*&آرههههههه
خب دختر ها رفتن پایین، سلین بار. کد رو اس. کن کرد و آهنگ پخش شد، یهو جیسو گفت
*عهههه این که آهنگ Fashion هست
+؛ &آرهههععع
و انقدر تمرین کردن که از نفس افتادن
؛ واییییییی خیلی خسته کننده بود
&پدرم در اومد
*+ یا این تازه اولشه
؛ نههههه
دخترا داشتن وسایل هاشون و جمع میکردن، تقریبا ساعت ۱ ظهر بود، چقدر سرگرم کارشون بودن که زمان از دستشون در رفته، ناگهان یه پیامک به گوشی جیسو رفت، وقتی جیسو پیام رو خوند از خوشحالی جیغ بلندی زد
*جیغغغغغغغغغغغغغ، هورااااااا
+جیسویا، چی شده؟
؛ & شاشیدیم تو خودمون، چت شد؟
*گایز، یادتونه پارسال توی اسم نویسی کردیم، برای مدلینگ؟
+؛ &خب؟
*یادتونه برای اودیشن جهانی مدلینگ ثبت نام کردیم؟
+خوبببببب
*اونا گفتن سال دیگه اودیشن جهانیهههه، و ما توش قراره شرکت کنیم
+&؛ جیغغغغغغغغغغغغغ
*هورااا
اونا کلی جیغ و هورا کردن، انگار کودکانی که برای جشن پنج سالگیشون، باباشون براشون دوچرخه خریده
ناگهان رعد و برق وحشتناکی به جان آسمان افتاد، و بارانی شروع به باریدن کرد
&شت، الان چطوری بریم خونه؟
؛ بنظرم هودی هامون رو بگیریم رو سرمون و بریم
*فکر خوبیه
*سلین، نظر تو چیه موچی کوچولو؟
+یاااااا من که گوگولی نیستم، شما برین من میخوام یکم بعد بیام
*مطمعنی؟
+آره
؛ یوقت اتفاقی برات میوفته ها!
&راس میگه، بیا با هم بریم
+نه، خودم میام مرسی که به فکرمین خودم میام
*باشه عزیزم
و به سمت سلین رفت و محکم بغلش کرد و لپش و بوسید
سلین هم متقابل سرش رو گذاشت رو شونه و جیسو
و بقیه و دخترا هم به بغلشون اضاف شدن، سپس بعد از خداحافظی دخترا رفتن...

خب خببببب
ادامه دارددددد....
چطور بود؟
حمایت پلیزززززز

#کیپاپ
#تهیونگ
#جونگکوک
#جیمین
#شوگا
#یونگی
#جین
#نامجون
#جیهوپ
#فیک#فیکشن
دیدگاه ها (۳)

“Dans les méandres du destin, les fils invisibles tissent de...

سلام قشنگام࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚⃘͡✿⃘͡࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚اسم رمان "Our etrenal ...

هیتر هایی که مارا به هم وابسته کردند پارت ۲ماه ها از تشکیل گ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط