PART
PART✦⑤✦
+ه... هو.. هنوجیع! این هونجی است اینا هم اکیپ هونجی هستن!
=جدی؟
+اره اینا دقیقا هونجی واکیپشونه... چ.. چرا اینجوری شده...
=یه سوال کسی که اسمش ت باشه میشناسی؟
+اره چطور؟
=رو آینه اسم قاتل نوشته شده.. البته فقط یه T نوشته شده بود
+تهجو.... تهیون... ته رونگ... تهنجی.... ت...(یا تهیونگ)
=ت؟
+همینا بودن(لبخند)(تو ذهنش: تهیونگ هیچ وقت اینکارو نمیکنه الکی تو دردسر نندازمش)
=مرسی کمکمون کردی... اسمت چیه؟
+یورا... کیم یورا
=ی.... یورا؟
+بله
=شاید اشتباه باشه شاید میخواسته دوباره بنویسه T
+چی؟
=اه هیچی... برو دیگه برو..
+چشم...(تو ذهنش حرف پلیس رو تکرار میکنه) شاید اشتباه باشه شاید میخواسته دوباره بنویسه T... یعنی چی؟... منظورشون چی بود؟
(بعد از ظهر بود و یورا با تهیونگ قرار داشت)
+تهیونگ! تهیونگ.... امروز... امروز
_ایگو عزیزم اروم باش و راحت حرفت رو بزن امروز چی؟
+امروز هونجی و اکیپش به قتل رسیدن!
_اهوم... جدی؟
+اره صورتشون سوخته بود و رو اینه با خون اون ها نوشته بود T.... راستی به پلیس ها کمک کردم
_(قهوه شکست گلوش)(صرفه)
+حالت خوبه؟
_ا.... اه. . اره اره خوبم چه طوری کمک کردی؟
+گفتن تو اسم با T میشناسی منم تهجو.... تهیون... ته رونگ... تهنجی رو گفتم
_اسم منم با ت شروع میشد
+ایگو من که میدونم تو نیستی بیخودی نخواستم بری پاسگاه پلیس
_اها...(لبخند)
+عزیزم من دیگه برم(بلند شد و لپ سمت چپ تهیونگ رو بوسید(چقدر هم براتون مهمه سمتش راست باشه یا چپ😂)
_خدافط عزیزم(لـ.ب یورا رو بوسید)
+(لبخند، خجالت)(رفت)
+ه... هو.. هنوجیع! این هونجی است اینا هم اکیپ هونجی هستن!
=جدی؟
+اره اینا دقیقا هونجی واکیپشونه... چ.. چرا اینجوری شده...
=یه سوال کسی که اسمش ت باشه میشناسی؟
+اره چطور؟
=رو آینه اسم قاتل نوشته شده.. البته فقط یه T نوشته شده بود
+تهجو.... تهیون... ته رونگ... تهنجی.... ت...(یا تهیونگ)
=ت؟
+همینا بودن(لبخند)(تو ذهنش: تهیونگ هیچ وقت اینکارو نمیکنه الکی تو دردسر نندازمش)
=مرسی کمکمون کردی... اسمت چیه؟
+یورا... کیم یورا
=ی.... یورا؟
+بله
=شاید اشتباه باشه شاید میخواسته دوباره بنویسه T
+چی؟
=اه هیچی... برو دیگه برو..
+چشم...(تو ذهنش حرف پلیس رو تکرار میکنه) شاید اشتباه باشه شاید میخواسته دوباره بنویسه T... یعنی چی؟... منظورشون چی بود؟
(بعد از ظهر بود و یورا با تهیونگ قرار داشت)
+تهیونگ! تهیونگ.... امروز... امروز
_ایگو عزیزم اروم باش و راحت حرفت رو بزن امروز چی؟
+امروز هونجی و اکیپش به قتل رسیدن!
_اهوم... جدی؟
+اره صورتشون سوخته بود و رو اینه با خون اون ها نوشته بود T.... راستی به پلیس ها کمک کردم
_(قهوه شکست گلوش)(صرفه)
+حالت خوبه؟
_ا.... اه. . اره اره خوبم چه طوری کمک کردی؟
+گفتن تو اسم با T میشناسی منم تهجو.... تهیون... ته رونگ... تهنجی رو گفتم
_اسم منم با ت شروع میشد
+ایگو من که میدونم تو نیستی بیخودی نخواستم بری پاسگاه پلیس
_اها...(لبخند)
+عزیزم من دیگه برم(بلند شد و لپ سمت چپ تهیونگ رو بوسید(چقدر هم براتون مهمه سمتش راست باشه یا چپ😂)
_خدافط عزیزم(لـ.ب یورا رو بوسید)
+(لبخند، خجالت)(رفت)
- ۴.۰k
- ۲۰ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط